نسبت خردورزی و پیشرفت در تاریخ‌الحکماء شهرزوری در پیش‌همایش «پیشرفت ایران؛ گذشته، حال و آینده»
1393-09-26
نسبت خردورزی و پیشرفت در تاریخ‌الحکماء شهرزوری در پیش‌همایش «پیشرفت ایران؛ گذشته، حال و آینده»

نشست چهارم پیش‌همایش «پیشرفت ایران؛ گذشته، حال و آینده» با سخنرانی دکتر محمد سرور مولایی، محقق، پژوهشگر و نویسنده نامی افغانستان با عنوان «نسبت خردورزی و پیشرفت در تاریخ الحکماء شهرزوری» برگزار شد. وی در سخنان خود با اشاره به جریان بیت‌الحکمه در قرن دوم هجری ابراز کرد که از قرن سوم هجری می‌توان الهام گرفت و به خودباوری رسید و بر اساس این باید شرایط آن دوران را نقد کرد تا برای عصر امروز قابل استفاده باشد.

وی ادامه داد: در آن دوران، اهل تفکر در علوم مختلف چون حکمت، ریاضی، پزشکی رشد کردند اما تمامی مباحث در محافل خصوصی بود و جنبه استاد-شاگردی داشت. اگر این مباحث، توسعه و عمومیت می‌یافت می‌توانست بر تفکر عموم مؤثر باشد. دکتر مولایی با طرح این سؤالات که چرا سخنان متفکران، مخاطبان زیادی نداشت؟ آیا آموزش، محدود و سری بود؟ و اگر دانش، گسترش می‌یافت چه کسانی ضرر می‌کردند؟ گفت: «همواره در جنگ قدرتمداران با عقل‌مداران، به متفکران، تهمت جنون می‌زدند».

وی افزود: در دوره سامانی، شاهد هستیم با وجود آنکه خلیفه عباسی، منشور حکومت دارد علومی به زبان فارسی گسترش می‌یابد که نیاز جامعه است؛ مثلاً کتاب ارشاد الزراعه به نگارش درمیآید که پاسخگوی نیاز کشاورزی آن دوران است. یا تاریخ الحکما محمد بن محمود شهرزوری (شاگرد شیخ اشراق) میراث فرهنگی آن دوران را برای ما به یادگار گذاشته است. این بزرگان در عصر امروز هم برای ما متاعی با ارزش‌اند. چنانکه در دوره فاطمیان، دانشمندان برای مهار رود نیل، تمهیداتی اندیشیدند.

این پژوهشگر گفت: بلایی که پس از قرن ششم هجری بر سر ما آمد این بود که متفکران ما به جای اینکه چیز تازه‌ای بر دانش و معرفت بیفزایند به حاشیه‌نویسی آثار گذشتگان بسنده کردند. لذا وظیفه ما این است که قالب را خودمان بسازیم نه اینکه قالب را از غرب بگیریم و طبق آن، الگوهای خود را در اندازه آن قالبها درآوریم. ولی می‌توانیم از ریزنگری و دقت غرب استفاده کنیم. همان طور که حکیم فردوسی فرموده باید از جوانی و پهلوانی، عبور کنیم و به مرحله خردمندی برسیم. چنانکه در دوره خردمندی هیچ عالمی به جاهل باج نمیدهد.

در ادامه دکتر مولایی اظهار کرد: بخشی از توسعه و تمدن ما، تولید کتاب بود. درست است که فارابی، مدینه فاضله افلاطون را بررسی کرده است ولی آرای مدینه فاضله فارابی شامل نکات بسیار مهمی است که برگرفته از جامعه مدینه در زمان حیات پیامبر اسلام است. چنان که نشان میدهد فارابی، اشراف کاملی بر تاریخ مدینه در سالهای آغازین ورود اسلام دارد.

او در پایان گفت: ما میتوانیم در بحث آموزش به توسعه دست یابیم چنانکه پیشینه ما این مسئله را به ما یادآوری می‌کند؛ به شرط آنکه فکر کردن با هم را یاد بگیریم و از فردیت به درآییم؛ وگرنه، در هر زمانی اهل ظاهر با خردورزی به ستیز پرداخته‌اند.